|
|
|
یاد همهء شاعران گرانقدر ما در خاطر همگان هست

نوشته شده توسط سهیل در جمعه سیزدهم آبان 1384 و ساعت 8:2 بعد از ظهر
لينک ثابت
||
|
|
خیال نکن دیوونه ام وقتی میگم دوسِت دارم وقتی میگم به خاطرت پا روی دنیا میذارم خیال نکن دویوونه ام وقتی برات گل میارم وقتی که عسای تو رو توی اتاقم میذارم
همیشه بهترین من فقط میخام ببینمت گل میشم از چشمای تو وقتی میام به دیدنت همیشه بهترین من فقط میخام ببینمت گل میشم از چشمای تو وقتی میام به دیدنت گل میشم از چشمای تو وقتی میام به دیدنت
لحظه ی عاشق شدنه، لحظه ی عاشق شدنه فقط بگو مال منی بگو تو این دلواپسی ازم تو دل نمی کنی لحظه ی عاشق شدنه، لحظه ی عاشق شدنه فقط بگو مال منی بگو تو این دلواپسی ازم تو دل نمی کنی ازم تو دل نمی کنی...
خیال نکن دیوونه ام وقتی میگم عاشقتم وقتی میگم دوسِت دارم تو عاشقی لای قصه ام خیال نکن دیوونه ام وقتی برات نامه میدم وقتی لالایی میخونم، شبا برات قصه میگم
     
نوشته شده توسط سهیل در جمعه سیزدهم آبان 1384 و ساعت 7:37 بعد از ظهر
لينک ثابت
||
|
|
تو ستاره ي مني پشت قاب پنجره مگه میشه دل من تو رو از یاد ببره مث شاعر چه قشنگ عشقو معنا می کنی قطره ی وجودمو قد دریا می کنی تو که نیستی عشق من خونه مثل جهنمه به خدا دوست دارم دوست دارم یه عالمه وقتی تو پیشم باشی از غم و غصه دور میشم مث خورشید می مونی که با تو غرق نور میشم عشقو توی زندگی تو به من نشون دادی به همه ترانه هام تو بودی که جون دادی تو رو توی آسمون روی ابرا میبینم هرجارو نگاه کنم تورو اونجا میبینم تو که نیستی عشق من خونه مثل جهنمه به خدا دوست دارم دوست دارم یه عالمه اومدی و لحظه هام قیمتی شد دفتر در به دریم خط خطی شد تو کی هستی که شبو ستاره بارون میکنی ماهو با عکس چشات همیشه مجنون میکنی تو کی هستی؟تو چی هستی؟تو چته؟ تو چی داری توی دستات که بهار عاشقته؟ اومدی و لحظه هام قیمتی شد دفتر در به دریم خط خطی شد هر کی هستی دل من تشنه ی لبخند توئه روی این قلب شکسته مهر سوگند توئه هنوزم اسم تو الهام همه ترانه هاست هنوزم خواستن تو قشنگ ترین بهانه هاست اومدی و لحظه هام قیمتی شد دفتر در به دریم خط خطی شد
نوشته شده توسط سهیل در جمعه سیزدهم آبان 1384 و ساعت 7:30 بعد از ظهر
لينک ثابت
||
|
|

نوشته شده توسط سهیل در جمعه سیزدهم آبان 1384 و ساعت 7:1 بعد از ظهر
لينک ثابت
||
|
|
شعر عاشقانه و عکس زیباش...!
|
|

اولش فكر نمي كردم كه دلم رو برده باشه ياد لب ،گول چشاي روشنش رو برده باشه اما نه گذشته ديدم دل من ديونه تر شد به تو گفتم و دلت از قصه ي من با خبر شد آخ كه چه لذتي داره ناز چشماتو كشيدن رفتن يه راه دشوار واسه هرگز نرسيدن ميدونم دوسم نداري مثل روزاي گذشته من خودم خوندم تو چشمات يه كسي اونو نوشته ميدونم فرقي نداره واست عاشق بودن من ميدونم واست يكي شد بودن و نبودن من اما روح من يه دريا پره از موج و تلاطم ساحلش تويي و موجاش خنجراي حرف مردم
نوشته شده توسط سهیل در جمعه سیزدهم آبان 1384 و ساعت 3:56 بعد از ظهر
لينک ثابت
||
|
|
اي بازيگر! گريه نکن! ماهمه مون مثل هميم صبحا که از خواب پا ميشيم نقاب به صورت مي زنيم يکي معلم ميشه و يکي ميشه خونه بدوش يکي ترانه ساز ميشه يکي ميشه غزل فروش کهنه نقاب زندگي تا شب رو صورتاي ماس گريه هاي پشت نقاب مثل هميشه بي صداس
هر کسي هستي يه دفه قد بکش از پشت نقاب از رو نوشته حرف نزن، رها شو از پيله خواب نقش يک دريچه رُ رو ميله قفس بکش براي يک بار که شده جاي خودت نفس بکش
کاشکی مي شد تو زندگي ما خودمون باشيم و بس تنها براي يک نگاه، حتي براي يک نفس تا کي به جاي خود ما نقابه ما حرف بزنه؟ تا کي سکوتو رج زدن نقش نمايش منه؟
هر کسي هستي يه دفه قد بکش از پشت نقاب از رو نوشته حرف نزن، رها شو از پيله خواب نقش يک دريچه رُ رو ميله قفس بکش براي يک بار که شده جاي خودت نفس بکش
مي خوام همين ترانه رُ رو صحنه فرياد بزنم نقابمو پاره کنم، جاي خودم داد بزنم
نوشته شده توسط سهیل در جمعه سیزدهم آبان 1384 و ساعت 3:10 بعد از ظهر
لينک ثابت
||
|
|
|