تبليغاتX
عشقولانه...!!!http://k.domaindlx.com/ashchal/MUsic/PedramMusicMaker.MID



 پيغام مدير

 

آرشیو

هفته چهارم مهر 1387

هفته سوم مهر 1387

هفته دوم مهر 1387

هفته اوّل مهر 1387

هفته چهارم شهریور 1387

هفته دوم شهریور 1387

هفته اوّل شهریور 1387

هفته چهارم مرداد 1387

هفته سوم مرداد 1387

هفته اوّل مرداد 1387

هفته چهارم تیر 1387

هفته چهارم اردیبهشت 1387

هفته سوم اردیبهشت 1387

هفته اوّل فروردین 1387

هفته اوّل اسفند 1386

هفته چهارم بهمن 1386

هفته چهارم خرداد 1386

هفته چهارم مهر 1385

هفته سوم مهر 1385

هفته دوم مهر 1385

هفته اوّل مهر 1385

هفته چهارم شهریور 1385

هفته سوم شهریور 1385

هفته دوم شهریور 1385

هفته اوّل شهریور 1385

هفته چهارم اردیبهشت 1385

هفته سوم اردیبهشت 1385

هفته دوم اردیبهشت 1385

هفته اوّل اردیبهشت 1385

هفته چهارم فروردین 1385

هفته سوم فروردین 1385

هفته دوم فروردین 1385

هفته اوّل فروردین 1385

هفته چهارم اسفند 1384

هفته سوم اسفند 1384

هفته دوم اسفند 1384

هفته اوّل اسفند 1384

هفته چهارم بهمن 1384

هفته سوم بهمن 1384

هفته دوم بهمن 1384

هفته اوّل بهمن 1384

هفته چهارم دی 1384

هفته سوم دی 1384

هفته دوم دی 1384

هفته اوّل دی 1384

هفته چهارم آذر 1384

هفته سوم آذر 1384

هفته دوم آذر 1384

هفته اوّل آذر 1384

هفته چهارم آبان 1384

هفته سوم آبان 1384

هفته دوم آبان 1384

هفته اوّل آبان 1384

هفته چهارم مهر 1384

هفته سوم مهر 1384

هفته دوم مهر 1384

هفته اوّل مهر 1384


لینک دوستان


.:: قالب های رایگان ::.

وبلاگ شماره 2 من برای لینک

صدای سنگین سکوت

نیروانای کوچک

زندگی حس غریبیست...

مخزن دات کام

ژربیننده ترین سایت فارسی

آوای ناب

کابوس شب

کسب درآمد از اینترنت

میکروب


نظر سنجي


لوگوی وبلاگ

  Your Logo Here


آمار وبلاگ


آمار بازديدکنندگان :
کاربران آنلاين :


موسیقی



من دیوونه را باش...

من دیوونه را باش که نفهمیدم تو یه دردی

همه مشکلم این بود که حرفام و نفهمیدی

من و باش که نفهمیدم تو بی ذوقی بی احساسی

دروغ این که میگفتی تو هم محو گل یاسی

من دیوونه را باش که شکستم با شکست تو

توی مردابی افتادم با دو دست تو

من دیوو نه را باش برای کی گریه میکردم

تو رو باش نفهمیدی تو دلم گم شده دردم

من دیوونه را باش به پای چشم تو سوختم

ولی با این همه سوختن تو با من بد شدی کم کم

من دیوونه را باش برای عمرت قسم خوردم

باهات موندم باهات ساختم واست سوختم واست مردم

من دیوونه رو باش به حرفای تو خندیدم

فقط یک گل تو رویام بود اونم آخر بارات چیدم

من دیوونه رو باش به خوبی عادت دارم

شکستی قلبم و اما ندیدی رنگ فریادم

من دیوونه را باش سوزوندم روزهامو

خوشی را تو خودم کشتم ندیدم رنگ فردامو

من دیوونه را باش کشیدم ناز چشماتو

خیلی سخته بودن تو خیلی تلخ موندن با تو

من دیوونه را باش خیال کردم تو مجنونی

تو حتی اسم مجنون را نه گفتی نه میدونی

من دیوونه را باش قد دنیا دوست دارم

آره داشتم ولی حالا قد دنیا ازت بیزارم

من دیوونه را باش واست موندم خیلی ساده

آخه این احساس عجیب را خود خدا به من داده

من دیوونه را باش نشستم منتظر رسوا

زدی زیر قولتو کردی گذاشتی باز منو تنها

منو باش نفهمیدم منو باز نمیخواستی

چقدر دیوونه ام راستی چقدر دیوونه ای راستی

منو باش با این شعرم میخواستم مهربون تر شم

زدی تیر را توی ذوقم که باز من پشیمون تر شم

من دیوونه را باش که فکر کردم پیش تو خارم

یادت رفته به من گفتی که من بی سراپا بیکارم

من دیوونه را باش چقدر غصه چقدر ناله

برات گفتم از رازم که بعدها به من نگی لاله

من دیوونه را باش تو فکرم نقشه ها داشتم

که یه عمر با تو بودن را توی ذهنم میکاشتم

من دیوونه را باش باز هم تو را با کسی دیدم

گفتم کی بود باهاش دلم گفت و فهمیدم

من دیوونه را باش که بازهم دل به تو دادم

زدی تیر را توی قلبم خون کردی به فریادم

من دیوونه را باش که به چی دلم خوشه

کدوم خوبی را دیدم که بمونم پیشت برای همیشه

من دیوونه را باش که از جدا شدن ترسیدم

چه شبهایی بود که از خدا درباره تو می پرسیدم

من دیوونه را باش که هرچی گفتی گفتم باشه

تو دل کوچک و صافم گذاشتم احساس دروغت را جاشه

من دیوونه را باش گذشتم از گذشته ها

پشتم و کردم به سمت تو نگاهی کردم به آینده ها

من دیوونه را باش با دودست تو به زمین خوردم

چقدر بدبخت بودم که تا حالا گولت را خوردم

من و باش که با دیدن این همه نیرنگ

به سادگی ولت کردم ای آفتاب پرست چند رنگ



نوشته شده توسط سهیل در پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1385 و ساعت 8:1 قبل از ظهر

لينک ثابت ||

وقتی با من قهر میکنی...

وقتی با من قهر میکنی من سر راهت میشینم

میگم میخوام آشتی کنم بذار که روتو ببینم

هر چی بگی هر جا بری بدون که تو مال منی

دست من و پس میزنی از عشق من دل میکنی

آتیش به جونم میزنی دور خودت می چرخونی

میخوام باهات حرف بزنم سرت را بر میگردونی

تازگی ها خوب بلدی هر چی دلت میخواد بگی

حرفام را باور نداری میگی به من دروغ میگی

 

 

 



نوشته شده توسط سهیل در پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1385 و ساعت 7:46 قبل از ظهر

لينک ثابت ||



 

درباره وبلاگ

وبلاگ من
ايميل من
این سایت را خانه خود کنید
اضافه به علاقه مندی ها

مدیریت


مطالب گذشته


جستجو




خبرنامه


.:: برای دریافت کد خبرنامه اینجا کلیک کنید ::.


تالار گفتمان


.:: برای دریافت کد تابلوی گفتمان اینجا کلیک کنید ::.


طراح قالب


طراح قالب : گربه جاسوس
ترجمه و ویرایش قالب :
مهدی کریمی

 





http://ashke-baroon.blogfa.com