تبليغاتX
عشقولانه...!!!http://k.domaindlx.com/ashchal/MUsic/PedramMusicMaker.MID



 پيغام مدير

 

آرشیو

هفته چهارم مهر 1387

هفته سوم مهر 1387

هفته دوم مهر 1387

هفته اوّل مهر 1387

هفته چهارم شهریور 1387

هفته دوم شهریور 1387

هفته اوّل شهریور 1387

هفته چهارم مرداد 1387

هفته سوم مرداد 1387

هفته اوّل مرداد 1387

هفته چهارم تیر 1387

هفته چهارم اردیبهشت 1387

هفته سوم اردیبهشت 1387

هفته اوّل فروردین 1387

هفته اوّل اسفند 1386

هفته چهارم بهمن 1386

هفته چهارم خرداد 1386

هفته چهارم مهر 1385

هفته سوم مهر 1385

هفته دوم مهر 1385

هفته اوّل مهر 1385

هفته چهارم شهریور 1385

هفته سوم شهریور 1385

هفته دوم شهریور 1385

هفته اوّل شهریور 1385

هفته چهارم اردیبهشت 1385

هفته سوم اردیبهشت 1385

هفته دوم اردیبهشت 1385

هفته اوّل اردیبهشت 1385

هفته چهارم فروردین 1385

هفته سوم فروردین 1385

هفته دوم فروردین 1385

هفته اوّل فروردین 1385

هفته چهارم اسفند 1384

هفته سوم اسفند 1384

هفته دوم اسفند 1384

هفته اوّل اسفند 1384

هفته چهارم بهمن 1384

هفته سوم بهمن 1384

هفته دوم بهمن 1384

هفته اوّل بهمن 1384

هفته چهارم دی 1384

هفته سوم دی 1384

هفته دوم دی 1384

هفته اوّل دی 1384

هفته چهارم آذر 1384

هفته سوم آذر 1384

هفته دوم آذر 1384

هفته اوّل آذر 1384

هفته چهارم آبان 1384

هفته سوم آبان 1384

هفته دوم آبان 1384

هفته اوّل آبان 1384

هفته چهارم مهر 1384

هفته سوم مهر 1384

هفته دوم مهر 1384

هفته اوّل مهر 1384


لینک دوستان


.:: قالب های رایگان ::.

وبلاگ شماره 2 من برای لینک

صدای سنگین سکوت

نیروانای کوچک

زندگی حس غریبیست...

مخزن دات کام

ژربیننده ترین سایت فارسی

آوای ناب

کابوس شب

کسب درآمد از اینترنت

میکروب


نظر سنجي


لوگوی وبلاگ

  Your Logo Here


آمار وبلاگ


آمار بازديدکنندگان :
کاربران آنلاين :


موسیقی



پس کجایی...؟؟؟!!!

ديروز چه شوقی داشتم
برای آنچه امروز در دستان من است !!!
و اينک لبريز انتظارم
برای  فردايی  که نمی‌دانم ...
 

 

 

روزهای تکراری ...  روزهای بی خبری ... روزهای تنهایی و سکوت ... روزهای ...  بهاری !!  تنها فايده ی اين بهار خوابيدن هياهوی سر سام آ ور شب عيد خيابان هاست و تعطيلات کوتاه سيزده روزه اش و بس ! وقتی عقربه ها با هم مسابقه گذاشته اند و شرط بسته اند که نيايی و تو هم نمی آيی چرا مثل يک نوار تکراری بخوانم از زيبايی بهار و گل و پروانه و دشت و شکوفه !؟  وقتی آدم برفی ها بی مرثيه خوان می ميرند و تو باز هم نمی آيی چرا به شور و نو شدن بينديشم !؟  من از دست نيامدن هايت خسته می شوم آخر روزی ...  من از دست تو و اين بهاری که بی تو با من بی حوصله هی  دالی می کند و میرود تا سيصد و اندی روز ديگر دوباره بيايد و مرا حرص بدهد خسته می شوم آخر روزی ...
بيست و پنج سال تمام نيامدی ، ديگر اگر بيايی هم نمی شناسمت ، اما بيا ... حتی اگر شده نا شناس ، حتی اگر شده برای چند لحظه ...
موج زمان می گذرد و ما را به همراه می برد و هرگز منتظر نمی شود که درخت شادمانی بشر لحظه ای به روی آن ريشه دواند. مائيم که در اين امواج بيکران غوطه وريم و هر لحظه بيم شکستن کشتيمان و غرق شدنمان می رود . موقع به پايان رسيدن اين روزگار ناپايدار هم فرا خواهد رسيد ... بیش از این مرا چشم به راه مگذار ...
 
 
تنها ترین مرد زمین
پس تو کجای این روز و شبی ؟
 شهر تو کجای اين زمين بود
 اين همه دور ؟
 تمام مردم ايستگاه می شناسندم
 بس که من هر روز شاخه گلی به دست
 به دنبال مهربانی تو
 هی طول قطار را رفتم و آمدم
 بس که من هی نام تو به لب،
 گوشه و کنار
 سراغ نشانی کوچکی از تو بودم
 پس تو کی از اين سفر می آيی؟


نوشته شده توسط سهیل در سه شنبه هجدهم مهر 1385 و ساعت 7:41 قبل از ظهر

لينک ثابت ||



 

درباره وبلاگ

وبلاگ من
ايميل من
این سایت را خانه خود کنید
اضافه به علاقه مندی ها

مدیریت


مطالب گذشته


جستجو




خبرنامه


.:: برای دریافت کد خبرنامه اینجا کلیک کنید ::.


تالار گفتمان


.:: برای دریافت کد تابلوی گفتمان اینجا کلیک کنید ::.


طراح قالب


طراح قالب : گربه جاسوس
ترجمه و ویرایش قالب :
مهدی کریمی

 





http://ashke-baroon.blogfa.com