اگر روزی مُردم تابوتم را سیاه کنید تا همه بدانند سیاه بخت بودم. بر روی سینه ام تکّه یخی بگزارید تا به جای معشوقم برایم گریه کند. چشمانم را باز بگزارید تا همه بدانند چشم انتظار معشوقم بودم.و آخرین خواسته ی من از شما اینکه دستانم را ببندید تا همه بدانند خواستم ولی نتوانستم.
به جای دسته گلی که فردا بر قبرم نثار میکنی،امروز با شاخه گلی کوچک یادم کن ،به جای سیل اشکی که فردا بر مزارم میریزی ، امروز با تبسمی شادم کن، به جای ان متن های تسلیت گونه که فردا در روزنامه ها برایم مینویسی ، امروز با پیام کوچکی خوشحالم کن "من امروز به تو نیاز دارم ، نه فراد...........
هرگز برای عاشق شدن، به دنبال باران و بهار و بابونه نباش. گاهی در انتهای خارهای یک کاکتوس به غنچه ای می رسی که ماه را بر لبانت می نشاند
یک همیشه تنها یک است و شاید در تمام عمرش نتواند چیزی بیش از یک عدد باشد اما بعضی وقتها می تواند دنیایی باشد یک نگاه یک نوشته یک دوست
آنچه هستی هدیه خداوند است به تو و آنچه می شوی هدیه توست به خدا پس بی نظیر باش
عشق با غرور زیباست ولی اگر عشق را به قیمت فرو ریختن دیوار غرور گدایی کنی آن وقت است که دیگر عشق نیست صدقه است
اگر دیدی بغض کردی ولی دلیل گریه کردن نداری اگه دنبال جایی می گشتی که داد بزنی بدون دل یه نفر برات تنگ شده
مو قعی که فرشته پنجره بهشت رو باز کرد من رو دید به من گفت امروز چه ارزویی داری؟گفتم خدایا همیشه مواظب اونی که داره این اس ام اس رو می خونه باش.
بهترین دوست اون دوستیه که بتونی باهاش روی یک سکو ساکت بشینی و چیزی نگی و وقتی ازش دور میشی حس کنی بهترین گفت وگوی عمرت رو داشتی
همیشه برای کسی بخند که میدونی به خاطر تو شاد میشه... واسه کسی گریه کن که میدونی وقتی غصه داری و اشک میریزی برات اشک میریزه... برای کسی غمگین باش که در غمت شریکه... عاشقه کسی باش که دوستت بداره
زمانی که ناامید می شدی به یادآور که تاریکترین ساعت شب نزدیکترین لحظه به طلوع خورشیده...
نالله و انا الیه راجعون
فرستنده این پیام از دوریتان جان داد
نوشته شده توسط سهیل در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387 و ساعت 5:22 بعد از ظهر