نمی دانم كجا خوانده ام بر آب،
كه هر چه بنويسي آب
باران نخواهد باريد!
- مهم آسماني ست كه بالاي سر گريه هات
راز تكلم تشنگي ست.
نمي دانم از كدام تشنه شنيده ام ،
كه هم پياله ي آسمان از خواب ِ آب خواهيم گذشت.
آيا اگر نترسيم
براي بروز ِ آن حرفِ نانوشته
فرصتي باقي خواهد ماند!؟
نوشته شده توسط سهیل در پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387 و ساعت 3:43 قبل از ظهر